تجربه اپلای به دانشگاههای کانادا: داستان موفقیت یک دانشجوی ایرانی
در این مقاله تجربه واقعی یک دانشجوی ایرانی که موفق به اخذ بورسیه کامل از دانشگاه تورنتو شده را میخوانید. از ارسال اپلیکیشن تا روز ورود به کانادا.
آشنایی با نویسنده
من فارغالتحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف هستم. معدل کارشناسیام ۱۷.۸ و معدل ارشدم ۱۸.۵ بود. دو مقاله ISI داشتم، یکی در IEEE Transactions و یکی در کنفرانس ICCV. IELTS 7.5 گرفتم و GRE نداشتم (چون بیشتر دانشگاههای کانادایی GRE اجباری ندارند).
تصمیمگیری برای اپلای به کانادا حدود سه سال طول کشید. همیشه بین ماندن در ایران، رفتن به اروپا، و رفتن به آمریکای شمالی در تردید بودم. در نهایت کانادا را انتخاب کردم چون سیاست مهاجرتی دوستانهتر، کیفیت زندگی خوب، و دانشگاههای top دارد.
چرا کانادا؟
مزایای تحصیل در کانادا
- سیاست مهاجرتی: کانادا از طریق Express Entry و Provincial Nominee Programs مسیر نسبتاً شفافی به اقامت دائم دارد
- کیفیت دانشگاهها: دانشگاه تورنتو، UBC، واترلو، مکگیل همه در رتبههای بالای جهانی هستند
- محیط چندفرهنگی: جامعه ایرانی نسبتاً بزرگی در شهرهای بزرگ کانادا وجود دارد
- Funding دکترا: دانشجویان دکترا معمولاً بین ۲۰,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ دلار کانادایی stipend میگیرند
- فرصت کاری: میتوانید ۲۰ ساعت در هفته کار کنید
چالشهای تحصیل در کانادا
- هزینه زندگی در شهرهایی مثل تورنتو و ونکوور بالاست
- ویزای کانادا برای ایرانیان زمانبر است (۸ تا ۱۶ هفته)
- آب و هوای سرد در بیشتر مناطق
مرحله اول: انتخاب استادان هدف
شش ماه قبل از deadline اپلای (که معمولاً دسامبر است) شروع به تحقیق درباره استادان کردم. حوزه تحقیقاتیام Computer Vision و بهخصوص medical image analysis بود.
برای هر استاد یک فایل Excel داشتم با اطلاعات:
- نام استاد و دانشگاه
- آخرین ۳ مقاله اصلی
- تعداد دانشجویان فعلی
- آیا grant فعال دارند؟
- سابقه فارغالتحصیلان
- وضعیت tenure
به ۲۲ استاد در ۱۰ دانشگاه کانادایی رسیدم که حوزه کاریشان با من همخوانی داشت.
مرحله دوم: مکاتبه با استادان
از آبانماه شروع به ایمیل زدن کردم. برای هر استاد یک ایمیل شخصیسازیشده نوشتم که شامل اشاره به یک مقاله خاص آنها میشد.
نتیجه:
- ۲۲ ایمیل فرستادم
- ۸ تا جواب مثبت گرفتم
- ۵ تا "ما دانشجو نمیپذیریم" یا "پذیرش کامل شده"
- ۹ تا جواب ندادند
از ۸ استاد با جواب مثبت، با ۵ نفر ویدیو کال داشتم. این کالها مثل مصاحبههای شغلی بودند. درباره تحقیقات قبلی، ایدههای آینده، و انتظاراتشان از دانشجوی دکترا صحبت کردیم.
مرحله سوم: آمادهسازی مدارک
SOP
بزرگترین چالش SOP بود. چهار ماه روی SOP کار کردم. ۱۲ نسخه مختلف نوشتم. یک استاد ایرانی در آمریکا که میشناختم آن را ویرایش کرد و یک native speaker هم نگارش را اصلاح کرد.
CV
CV علمی (Academic CV) با فرمت متداول در کانادا نوشتم. شامل تحصیلات، مقالات، پروژههای تحقیقاتی، مهارتهای فنی، و جوایز.
نامههای توصیه
سه نامه توصیه داشتم: استاد راهنمای ارشد، یک استاد از دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در پروژه مشترک کار کرده بودم، و یک استاد بینالمللی که در کنفرانسها آشنا شده بودم. نامه سوم خیلی ارزشمند بود چون از یک استاد خارجی بود.
مرحله چهارم: apply به دانشگاهها
به ۹ دانشگاه apply کردم:
- دانشگاه تورنتو (Reach)
- UBC (Reach)
- دانشگاه واترلو (Match)
- مکگیل (Match)
- دانشگاه آلبرتا (Match)
- دانشگاه کالگری (Safety)
- دانشگاه مانیتوبا (Safety)
- دانشگاه داهوسی (Safety)
- دانشگاه ویکتوریا (Safety)
هر اپلیکیشن چیزی بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ دلار کانادایی هزینه داشت. کل هزینه اپلای حدود ۱,۵۰۰ دلار شد.
مرحله پنجم: انتظار
deadline اکثر دانشگاهها اول دسامبر بود. بین دسامبر تا فوریه یک دوره انتظار استرسزا بود. برای سرگرم ماندن، روی پروژه open-source کار کردم و یک مقاله workshop نوشتم.
اولین جواب مثبت از دانشگاه کالگری در اواخر ژانویه آمد. بعد واترلو و آلبرتا هم قبول کردند. و در اواخر فوریه، ایمیل غیرمنتظرهای از دانشگاه تورنتو رسید. استادی که ویدیو کال داشتیم نوشت که پذیرش گرفتم و بورسیه RA به مدت ۴ سال دارم.
مرحله ششم: تصمیمگیری
از ۳ دانشگاه پذیرش گرفتم: تورنتو، واترلو، و کالگری. تصمیمگیری سخت بود:
- تورنتو: رتبه ۱ کانادا، استاد عالی، stipend ۲۸,۰۰۰ دلار - ولی هزینه زندگی در تورنتو خیلی بالاست
- واترلو: رتبه عالی در CS، stipend ۲۵,۰۰۰ دلار، هزینه زندگی کمتر - ولی استاد کمی جدید و بدون track record قوی
- کالگری: stipend ۲۲,۰۰۰ دلار، هزینه زندگی پایینتر
در نهایت تورنتو را انتخاب کردم. دلیل اصلی: استاد راهنما. ۱۲ فارغالتحصیل داشت که ۷ نفرشان در Google، DeepMind، و Microsoft کار میکردند. این track record برایم مهمتر از stipend بود.
مرحله هفتم: ویزا
بعد از confirm کردن پذیرش، بلافاصله پروسه ویزا را شروع کردم. Study Permit کانادا برای من حدود ۱۱ هفته طول کشید. در این مدت:
- مدارک مالی آماده کردم (بورسیه RA به عنوان اثبات مالی)
- Police Certificate گرفتم
- Biometrics در VFS تهران دادم
- Medical exam انجام دادم
توصیههای من به داوطلبان اپلای
۱. زود شروع کنید
من از ۱۸ ماه قبل از deadline برنامهریزی کردم. IELTS را یک سال قبل گرفتم. SOP را ۴ ماه قبل شروع کردم. هر مرحله زمان بیشتری میبرد از آنچه فکرش را میکنید.
۲. با استادان ارتباط برقرار کنید
هیچوقت فکر نمیکردم یک ایمیل به استاد دانشگاه تورنتو پاسخ بگیرد. گرفتم. ارسال ایمیل شخصیسازیشده به استادان یکی از مهمترین کارهایی است که میتوانید انجام دهید.
۳. روی مقاله سرمایهگذاری کنید
داشتن حتی یک مقاله ISI یا conference paper تفاوت بزرگی ایجاد میکند. اگر هنوز فرصت دارید، از همین حالا با استادتان درباره انتشار مقاله صحبت کنید.
۴. GRE لازم نیست (برای کانادا)
اکثر دانشگاههای کانادایی GRE نمیخواهند. یک کمتر برای نگران بودن.
۵. از تجربه ایرانیان دیگر استفاده کنید
گروههای تلگرامی و کانالهای فارسیزبان درباره اپلای اطلاعات ارزشمندی دارند. از کسانی که سال قبل apply کردهاند بخواهید تجربهشان را بگویند.
جمعبندی
پروسه اپلای سخت، طولانی، و گاهی ناامیدکننده است. اما وقتی آن ایمیل پذیرش میرسد، تمام زحمات ارزشش را دارد. الان در سال دوم دکترا در تورنتو هستم. استاد راهنمایم عالی است، روی پروژه جذابی کار میکنم، و دو مقاله جدید داریم. اگر تصمیم به اپلای گرفتید، با برنامهریزی دقیق و پشتکار شانس موفقیتتان بسیار بالاست.



_1571.jpg)

